جوان و امیدواری به آینده

 بی شک جوانانی در عرصه اجتماع هستند که از روحیه و امید بالایی برخوردارند. اینها این امید زیاد را وسیله ترقی و پیشرفت خود قرار می دهند و از نظر علمی و شغلی پیشرفت می کنند.

در مقابلِ این عده، دسته ای هم هستند که همواره روحیه ناامیدی در آنها شعله ور است و همه چیز را سیاه و تیره می بینند. این دسته، علاوه بر این که همواره پیشرفت نمی کنند، بلکه دچار پسرفت دائمی نیز هستند.

پس همواره دو دسته در جامعه وجود دارند: یک عده کسانی هستند که دنیای پیرامون خود را همواره سبز و روشن می بینند و عده دیگر، همیشه سیاه سیاه. قرآن هم همواره روح امید و امیدواری را در عرصه جامعه می دمد تا آن جامعه، جامعه پویا بشود. لذا (در سوره زمر، آیه 53) خداوند به پیامبر عزیزش می فرماید: بگو به گناهکاران که خدا می گوید: «ای بندگان من که به زیان خویشتن بسی کارها کرده اید، از رحمت خدا نومید مباشید که خدا همه گناهان را می آمرزد و او آمرزنده و مهربان است.»(1)

خداوند در این آیه اولاً دستور می دهد که هرگز از رحمت خدا ناامید نشوید و خدا همواره رحمت و خیرش را شامل شما کرده است و در درجه دوم می فرماید که حالا اگر خطا و اشتباهی هم رُخ داد، این دلیل نمی شود که شما ناامید شوید؛ چرا که خداوند یکی از صفاتش آمرزنده و مهربان است. پس ما همواره باید امید و امیدواری و نشاط را در خود و در محیط پیرامون، زنده کنیم.

اگر انسان کمی به این سخن حضرت علی(ع) فکر کند، دیگر دنیای او دنیای بی امیدی نیست. حضرت علی(ع) به فرزندشان می فرماید: «.. خدا کلید گنجینه های خویش را در دست تو نهاد ؛ زیرا که اجازه داد تا هرچه می خواهی از او بخواهی و تو هر وقت بخواهی، می توانی درهای نعمت او را با دعا بگشایی و سیلاب رحمت او را بر خویشتن فرو ریزی. چون چنین است، پس مبادا دِیرکردِ اجابت، تو را نومید سازد، که بخشش به اندازه نیّت [و تصمیم و استقامت در دعا و طلب [است».(2)

پس اگر اجابت به تأخیر افتاد، این سبب ناامیدی ما نباید بشود و اجابت، به اصرار و پایداری و امید بستگی دارد.

بعضی وقت ها انسان به فردی نگاه می کند که سر تا پا شور و شوق و امید است. ولی بعضی دیگر هم ـ اگرچه دارای امکانات مادّی و اجتماعی اند، ولی ـ از این روحیه بی بهره اند. امید، یک حالت روحی است که اگر در انسان وجود داشته باشد از انگیزه و نشاط فراوانی برخوردار می شود و سبب پیروزی و موفقیت در کارها می گردد.

راه های افزایش امید در جوان

امید برای هر کسی خوب و مطلوب است امّا برای جوان، مطلوب تر و لازم تر؛ چرا که جوانِ بدون انگیزه و نشاط و امید مثل جسد بدون روح است. امید همانند روح در بدن جوان است.

1) توکل به خداوند: جوانی که در همه کارها عامل اصلی را خداوند بداند و بفهمد که او اگر بخواهد هر کاری شدنی است، آن گاه دیگر دل به عامل های دیگر نمی بندد و امید در او تقویت می شود ؛ چرا که خداوند، منبع قدرت بی نهایت است و دوستان خویش را تنها نخواهد گذاشت. لذا با توکل به پروردگار، در هر کاری امید به موفقیّت در آن کار، افزایش پیدا می کند. و این توکل، شاخص مهمّی در تقویت امید است.

2) گرایش به معنویت: همواره انسان ها در جامعه مشاهده می کنند که افرادی که گرایش به معنویت دارند و به یاد خدا و معاد هستند، آنها بیشتر امید به کارها و امید به آینده خود دارند.

جوانانی که به پوچی و بی هدفی می رسند، کسانی اند که اصلاً به یاد خداوند نیستند و به معنویات توجهی ندارند لذا پس از مدّتی بی انگیزه و پریشان و ناامید می شوند و در نتیجه، دیگر زندگی و پیشرفت خود را غیرممکن و یا پوچ و بی ارزش می شمارند. بنابر برخی پژوهش های روان شناسی معاصر، یکی از عوامل مؤثری که در افزایش امید، نقش زیادی دارد، همین گرایش به معنویات و یاد خداست؛ چرا که با یاد خدا دل ها آرام و امیدوار می شود. اصولاً پذیرش حضور خداوند در زندگی، موجب پایبندی به اخلاق و وجدان است.

3) اعتماد به نفس: افرادی که در کارهای خود اعتماد به نفس دارند و خودباورند، اینها از امید بیشتری بهره مندند. اعتماد به نفس یعنی انسان با تکیه بر اراده خود کارهای خویش را انجام بدهد. رابطه اعتماد به نفس و امید، رابطه ای دوسویه است ؛ یعنی از یک طرف اعتماد به نفس در افزایش امید مؤثر است و از طرف دیگر، امید زیاد داشتن، سبب اعتماد به نفس بیشتر می گردد.

4) محیط و خانواده: خانواده و محیط پیرامون، اگر از محیط های سالم و با نشاط و برخوردار از امید باشد، طبعا این امید و انگیزه، به جوان هم سرایت می کند. نقش خانواده و محیط را در شخصیت جوان نمی توان نادیده گرفت و درصد بالایی از تأثیر را همین محیط و خانواده در شکل گیری امید و افزایش آن دارد.

5) پرهیز از زشتی ها: یکی از کارهایی که باعث ناامیدی، نا آرامی و بی هدفی در زندگی می شود، گناه کردن است، مخصوصا وقتی که شخص، اصرار بر گناه داشته باشد و زیاد مرتکب گناه شود، که این، باعث تیرگی دل و ناامیدی تدریجی می شود ؛ زیرا احساس می کند تمام راه ها را بر روی خود بسته و دیگر راهی برای نجات ندارد. لذا یکی از مهم ترین عواملی که موجب می شود ریشه ناامیدی در انسان خشک شود، گناه نکردن است. پس مرتکب گناه نشدن، عامل مهمی در افزایش امید و آرامش یافتنِ وجدان و نشاط زندگی است. پایه و اساس هر کاری امید است و اگر این امید و انگیزه در کار نباشد، هیچ کسی شروع به فعالیت و کار نمی کند.

در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است که: «امید، رحمت خدا برای امت من است. اگر امید نبود، مادری فرزند خود را شیر نمی داد و کسی درختی نمی کاشت».(3)

از این حدیث، استفاده می شود که امید، منشأ هر پویایی و پیشرفتی در زندگی انسان است. امید را باید عنایتی و رحمتی از ناحیه خدا دانست ؛ نعمت بزرگی که خوش بختانه در میان امّت اسلامی، ظهور بیشتری دارد.

آثار امید

1) تقویت انگیزه در پیگیری اهداف: یکی از آثار امید در انسان ها (بخصوص جوانان) این است که به آنها در رسیدن به اهداف خود، انگیزه و نیرو می بخشد. در حدیث پیامبر(ص) آمده است: «کسی به بهشت می رود که امید آن را دارد و کسی از جهنم دور می ماند که از آن بیمناک باشد».(4)

از این حدیث، روشن می شود که امید، منشأ عمل است و سرنوشت ساز ؛ چون اگر کسی امید به چیزی داشت به آن دست می یابد و زمینه های دستیابی آن هدف را برای خود مهیا می کند. در نتیجه، امید در دل آدم های خوب، منجر به عمل نیکو و صالح می شود و سرانجام هم سبب نجات و ورود به بهشت می شود. پس می توان گفت که امید، انسان ها را در رسیدن به اهداف خود یاری می کند.

2) چیره شدن بر دشواری ها: اگر امید نباشد، دیگر انگیزه ای برای صبر و چیره شدن بر دشواری ها نیست. اگر جوان، امید به پیشرفت علمی و حرفه ای خود نداشته باشد، پس از چه راهی می تواند بر سختی های راه غلبه کند؟ این که جوان شبانه روز و ماه های متوالی همّت می کند و سختی های راه را تحمل می کند، آن نیست مگر امید به موفقیت در کنکور دانشگاه و یا یافتن حرفه و کار و کارگاه مطلوب خویش. پس امید به رفتن به دانشگاه و ادامه دادن درس یا استادکار شدن در یک شغل و حرفه، او را برابر هر سختی ای کمک می کند.

پس یکی از آثار و کارکردهای امید، این است که به شخص، توان و نیرو می بخشد تا بر مشکلات چیره شود.

جامعه و تأثیر آن بر امیدواری فرد

لازمه امید، عمل کردن و حرکت کردن به سوی آینده است و إلاّ صِرف امید بدون حرکت و پویایی، خوش خیالی است و مطلوب و پسندیده نیست. امید، آن نوع از خوش بینی به آینده است که منشأ پویایی و حرکت به سوی آینده ای روشن باشد.

جامعه اگر به سه نیاز جوان، پاسخ مثبت بدهد و خانواده هم نقش مؤثر خود را ایفا کند، کمک بزرگی به امیدواری او کرده است:

الف) شغل: اگر ساختار جامعه طوری باشد که هر جوان بتواند برای اداره کردن زندگی خود، مشغول به کار باشد و شغلی داشته باشد، این در داشتن امید به آینده بسیار مؤثر است و لذا وقتی که جوان، مشغول به کار و فعالیت شد و سرگرم ایفای نقش خود در جامعه شد، روحیه امید در وی افزایش می یابد ؛ اما اگر جامعه نتوانست به این نیاز ضروری وی پاسخ متناسب بدهد، این جوان بیکار، دچار ناامیدی می شود و جوانان بیکار و ناامید، آسیب جدّی برای اجتماع خود به وجود می آورند.

ب) ازدواج: اگر محیط پیرامون جوان (مخصوصا خانواده و نزدیکان جوان)، بتوانند او را در یک ازدواج خوب و موفقیّت آمیز، یاری و راهنمایی کنند تا بتوانند زندگی شیرین و با طراوتی داشته باشد، این، نقش بسیار خوبی در امید به آینده جوان دارد. تشکیل خانواده، جوان را «مسئول» بارمی آورد و به او برای پیشرفت های علمی و کاری و فکری، انگیزه می دهد. به علاوه، خانواده، پایگاه تربیت اخلاقی و خودسازی شخصیتی است که همه اینها زمینه های امیدواری اند.

ج) پیشرفت: فراهم شدن امکان پیشرفت برای همه اقشار و طبقات جامعه و شایسته سالاری در همه سطوح و فراهم بودن امکان رشد استعدادها و ظهور خلاقیت ها و عرضه اندیشه ها و آثار و… برای همه شهروندان، تأثیر بسزایی در افزایش امید دارد. نبودن تبعیض در سطح جامعه و کشور، خود به خود، امید آفرین است. ریشه تفاوت و تبعیض، در کبر و برتری طلبی افراد یا طبقات است. اگر در جامعه تبعیض وجود داشته باشد، آن جامعه از همبستگی و وفاق ملی تهی است و جوانان خود را از هرگونه پیشرفتی در آینده مأیوس می کند.

پس جامعه اگر بستری را مهیّا کند که در بهره گیری از امکانات آن، تبعیضی نباشد و همچنین در ایجاد شغل و ازدواج خوب و متناسب با شخص، قدم های مؤثری را بردارد، در ایجاد و افزایش امید در نسل جوان، کمک مؤثّری کرده است.

به امید روزی که همه جوانان کشور، امید به آینده ای روشن داشته باشند.

____________________________________________________________

1 . الحیاة، محمدرضا حکیمی، ج 1، ص 721 .

2 . همان، ص 722 .

3 . نهج البلاغه، گردآورنده: مرتضی فرید تنکابنی، چاپ نهم، ص 60 ، ح1 .

4 . همان، حدیث 2 .

 

دسته‌ها:Uncategorized

حامد کرزي او امام علي رحمن د دوه اړخیزو اړیکو په لاپراختیا ټینګار وکړ

مارس 26, 2012 بیان دیدگاه

 حامد کرزي او امام علي رحمن د دوه اړخیزو اړیکو په لاپراختیا ټینګار وکړ

حامد کرزي او امام علي رحمن د دوه اړخیزو اړیکو په لاپراختیا ټینګار وکړ

د افغانستان د اسلامي جمهوریت جمهور رئیس حامد کرزي تير ماښام د     تاجکستان له جمهور رئیس امام علی رحمن سره دتاجکستان په پایتخت دوشنبه کې وکتل. د جمهوري رياست مطبو عاتي خبر ورکړپه دې کتنه کې امام علی رحمان د افغانستان جمهور رئیس او ملګرى هييت     ته يې ښه راغلاست ووایه او د خپل حکومت او خلکو په استازیتوب یې د افغانستان جمهور رییس ته د نوروز او نوي کال له امله مبارکي وویله او هیله یې وکړه چې د سږ کال پسرلی افغانستان ته سوله او ثبات راولي.همدا راز د تاجکستان جمهور رئیس د دواړو هېوادونو تر منځ ژورو اړیکو ته د اشارې په ترڅ کې وویل چې تاجکستان هیله لري چې له خپل دوست او ورور هېواد افغانستان سره خپلې  ورورګلويزې اړیکې لا پیاوړې کړي.وروسته د هېواد جمهور رئیس حامد کرزي هم د خپل حکومت او خلکو په استازیتوب د تاجکستان جمهور رئیس ته د نوي کال او نوروز مبارکي وویله او ټینګار یې وکړ چې په تېرو ۱۱ کلونو کې د دواړو هېوادونو تر منځ ژورې شوې اړیکې لاپسې پراخې او پیاوړې شي.د تاجکستان جمهور رییس په افغانستان کې رامنځ ته شویو پرمختګونو ته اشاره وکړه او ویې ویل چې په دغه هېواد کې په تېره یوه لسیزه کې د پام وړ پرمختیاوې رامنځ ته شوي دي.امام علي رحمان ډاډ ورکړ چې تاجکستان تیار دی چې له افغانستان سره خپلو هر اړخیزو همکاریو ته په بېلابېلو برخو کې دوام ورکړي.ده هیله وښوده چې په راتلونکي کې د نوروز نړیوال کنفرانس او د جشن مراسم په کابل کې پرځاى شي.د یادونې وړ ده چې نن د یکشنبې په ورځ به د تاجکستان په پایتخت دوشنبه کې د نوروز د نړیوال کنفرانس مراسم د تاجکستان، افغانستان، پاکستان او ایران د جمهورو رئیسانو په ګډون پر ځاى شي.

دسته‌ها:Uncategorized

مصروفیت 2500کارگردرمعادن ذغال سمنگان باعث افزایش عواید شده است

مارس 26, 2012 بیان دیدگاه

مقامات محلی سمنگان میگویندکه عواید ذغال سنگ این ولایت درسال 1390 بیش ازچهارصد میلیون افغانی افزایش یافته است.محمد صدیق عزیزی سخنگوی والی سمنگان گفت ، آمریت معادن ذغال سنگ این ولایت از دو معدن درولسوالی دره صوف بالا در سال 1389 از مدرک فروش ذغال سنگ بیش از 591 میلیون افغانی عاید به دست آورده بود.وی افزودکه این رقم درسال 1390 نزدیک به یک میلیارد افغانی رسیده است که به مقایسه سال قبل چهار صدو نه میلیون افغانی اضافه شده که حدود شصت درصد افزایش را نشان میدهد. عزیزی علت بالا رفتن عواید را در تطبیق قانون ، تامین امنیت ، پیوستن مخالفان مسلح به پروسه صلح، آغاز کار قیریزی سرک دره صوف مزارشریف، با کیفیت بودن ذغال سنگ و تقاضای بیشتر مصرف کننده گان میداند. منبع اظهارداشت که اگر سرک ولسوالی دره صوف بالا و دره صوف پائین قیریزی گردد و استخراج ذغال سنگ از معادن ذغال این دوولسوالی آغازگردد، عواید ذغال سنگ این ولایت چند برابر افزایش خواهد یافت .به گفته احمد علی حسنی ولسوال دره صوف بالا ، دراین ولسوالی دو معدن بزرگ یکی درمنطقه دهانه تور و دیگری در شباشک وجود دارد.وی افزود هم اکنون بیش از چهارصد واسطه باربری مصروف انتقال ذغال سنگ ازاین معادن به ولایات بلخ ، کابل ، جوزجان ، قندز ، بغلان ، خوست ، جلال آباد ، پروان و حتی کشور پاکستان میباشد. حسنی علاوه کرد که تاثیرات خشکسالی دراین اواخر ، سبب شده که تعداد بیشتر کارگران دراین معادن مصروف کار شوند .وی گفت که سال قبل حدود یک هزار و پنجصد تن در معادن مصروف کاربودند. اما فعلاً» به تعداد بیش از 2500 کارگر دراین معادن مصروف کار اند و به همین دلیل استخراج ذغال نسبت به سال گذشته اضافه شده است .احمد علی حسنی میگوید ،در دو معدن ذغال سنگ دراین ولسوالی یکصدو نود تونل استخراجی خصوصی و دو تونل استخراجی تحقیقاتی موجود بوده ذغالی که از این تونل ها توسط کارگران دولتی استخراج میشود ، فی تن مبلغ دو هزار افغانی به فروش میرسد ، اما ذغالی که توسط کارگران مردمی از یکصد نود و تونل شخصی استخراج میشود ، فی تن آن از سوی دولت مبلغ یک هزار و پنجصد افغانی محصول میشود. تعدادی از راننده ها که از معدن دره صوف بالا و پائین ذغال انتقال می دهند از جریان قیریزی سرک شهر مزارشریف ، دره صوف اظهار خوشی نموده اما از خرابی سرک شهر ایبک دره صوف شکایت دارند . آنان میگویند که اگر سرک ایبک دره صوف قیرریزی شود آنان ذغال سنگ بیشتر انتقال میدهند. قابل ذکر است که معدن ذغال سنگ دره صوف در سال 1345 توسط افراد محلی کشف شده و قرارسروی متخصصین کشور شوروی وقت و آلمان در سال 1346 مقدار ذغال سنگ در معادن دره صوف به یکصدو پنجاه میلیون تن تخمین گردیده بود ، اما مسوولان معدن میگویند که مقدار آن بیشتر از حد تخمین زده شده ، میباشد.قرارمعلومات مسوولان ، معادن ذغال سنگ درسطح کشور به شکل کمربند درطبقات مختلف سلسله کوه های هندوکش واقع شده که از ولایت بدخشان شروع الی تخار ، بغلان بامیان وسرپل امتداد یافته و به معدن سبزک هرات منتهی میشود.

RTA Reported

دسته‌ها:Uncategorized

نوروزستیزی؛‌ به نام دین به کام افراط گرایی

مارس 19, 2012 بیان دیدگاه

اسلام، دین مدارا، همگرایی، تساهل و تعامل و تحسین زیبایی هاست. گرامیداشت از نوروز همچنین با نظام تکوینی و اراده خالق خوبی ها و زیبایی ها نیز سازگار است و پاسداشت و بزرگداشت از نوروز به نوعی شکرگزاری از نعمات خداوندی و ابراز عجز و نیاز نسبت به قدرت و اراده دگرگون‌گر باری تعالی می باشد.

نوروزستیزی را شاید تازه ترین ترفند جریان افراط برای انحراف نیازهای شهروندان به شور و شادی و نشاط مشروع به سمت و سوی خشونت، اشباع نیازهای غریزی با توسل به امکانات و روش های غیرطبیعی، مصنوعی و دارای عوارض و آسیب های جانبی ویرانگر برشمرد.

نکته جالبی که برای توجیه این تفکر منحط و بی بنیاد، عنوان می شود، زیر سوال بردن وجهه دینی نوروز و نسبت دادن آن به آیین های شرک آلود پیش از اسلام است.

در این مجال مجمل، فرصت و رخصت طرح مبسوط این بحث و ارائه دلایل و مستندات محکم و موثق در این خصوص نیست؛ اما نکته ای که در آن تردیدی وجود ندارد این است که در موضوعی از موضوعات مبتلابه فردی یا جمعی در صورتی که رد و منع شرعی وارد نشده باشد، اصل بر جواز و اباحه است و نوروز نیز نمی تواند از این قاعده مستثنی باشد.

از سوی دیگر، نوروز از مصادیق غلبه جنبه های نیکو بر جوانب احیانا زشت و زیانبار یک موضوع است و از این نظر هم که شده نمی توان نوروز و برپایی و برگزاری مراسم نوروزی از سوی توده مردم را حمل بر کفر و شرک و انجام آیین های شبیه عبادت کرد.

به عنوان نمونه می توان به عواملی چون افزایش اتفاق و همگرایی و وحدت و همدلی و برچیده شدن کینه ها و دشمنی ها اشاره کرد که همگی در ایام عید به ویژه در روزهای نخست سال نو خورشیدی اتفاق می افتند و این امر در همسویی و همنوایی کامل با اصل و جوهر پیام دینی قرار دارد.

پیشوایان بزرگ دینی، برای تحقق وحدت و همگرایی میان مسلمانان از بسیاری از حقوق مسلم خویش می گذشتند و این نشان می دهد که آنچه به وحدت و همگرایی میان جامعه مسلمان کمک کند و منجر گردد،‌ نیکو و ستودنی است.

گذشته از آن، نوروز یک سنت دیرپای فرهنگی و اجتماعی است که ریشه در درازنای تاریخ کشورهای اسلامی به ویژه مسلمانان فارسی زبان دارد و در طول تاریخ، همواره از سوی همه طیف های اجتماعی به نیکی، پاس داشته شده است.

بخش عظیمی از فرهنگ و مدنیت کشور ما افغانستان به نوروزنامه ها و بهاریه های بزرگان ادب و هنر این سرزمین تعلق دارد و انکار و ستیز و دشمن داشتن نوروز، کاری در جهت ستیزه با فرهنگ غنی و دیرپای سرزمین ماست؛ امری که نه توجیه شرعی دارد و نه پسند و پذیرش اخلاقی.

از جمله دیگر آسیب های نوروزستیزی می توان به بدنام سازی دین، ارائه چهره ای خشک و خشن و انعطاف ناپذیر و زیبایی ستیز از اسلام و کمک به دشمنان اسلام برای توجیه اعمال و اقدامات اسلام ستیزانه خویش از طریق رسانه ها و… اشاره کرد.

اسلام، دین مدارا، همگرایی، تساهل و تعامل و تحسین زیبایی هاست. گرامیداشت از نوروز همچنین با نظام تکوینی و اراده خالق خوبی ها و زیبایی ها نیز سازگار است و پاسداشت و بزرگداشت از نوروز به نوعی شکرگزاری از نعمات خداوندی و ابراز عجز و نیاز نسبت به قدرت و اراده دگرگون‌گر باری تعالی می باشد.

بهار مظهر شگفتی های جهان آفرینش و نشانه قدرت شگفتی ساز حضرت حق در دگرگونی و آفرینشگری است؛‌ بنابراین بزرگداشت از بهار با استفاده از شیوه ها و روش های گوناگون از طریق سنت ها و عرف و عادات و آداب مرسوم و رایج اجتماعی، به یک معنا گردن گذاردن به قدرت مطلق خداوند به عنوان آفریدگار و اراده بلامنازع نظام هستی و منظومه آفرینش است.

از جهت دیگر،‌ سود ناشی از ستیزه با سنت حسنه گرامیداشت از نوروز را تنها دو گروه، نصیب می شوند؛ یکی دشمنان دانای دین و دوم دوستان نادان آن.

دشمنان دانای دین را آنانی تشکیل می دهند که از سر عقل و آگاهی به مصاف دین می آیند و با استفاده از هر فرصت ممکن، در پی طرح و تحقق اغراض و امراض مسموم و مذموم خویش اند و دوستان نادان آن را نیز کسانی تشکیل می دهند که با ارائه تصویری خشک و خشن و ستیهنده و ناسازگار با گوهر اصیل دین، در پی استقرار نظامی مبتنی بر قرائت طالبانی از دین اند و آن را بهترین نوع خوانش از پیام دینی می دانند.

این جریان را بیشتر افراط گرایانی شکل می دهند که خواسته یا ناخواسته آب در آسیاب دشمنان دین می ریزند و خود نیز در این راه، به چیزی جز انزوا و نفرت اجتماعی دست نمی یابند.

نویسنده: احسان الله وطندوست

دسته‌ها:Uncategorized

کتاب بهترین و ارزشمند ترین هدیه برای رشد فکری انسان هاست

مارس 19, 2012 بیان دیدگاه

هر جوان لازم است تا حد اقل در تقسیم اوقات روزانه خویش یک زمانی را هم برای مطالعه اختصاص دهند تا این فرهنگ در جامعه ما که واقعا نیاز مند فرهنگ مطالعه(کتاب و روزنامه خوانی) نهادینه شود.

کتاب دوستی است که اگر انسان راه استفاده واقعی از آن را در پیش گیرد بی شک رستگار خواهد شد چنانچه کلام خداوند قرآن کتابی است که راه سعادت و نیکبختی را به بشریت نشان داده است و تمسک ورزیدن به آن جوامع بشری را از ظلمت نجات داده و به سعادت واقعی رهمنون می سازد.

جوامعی که در آن فرهنگ کتاب و روز نامه خوانی رایج است مردمان روشنفکر و متمدن در آن زندگی می کنند کتب، مجلات و روز نامه ها حاوی مطالبی هستند که باعث تحول ذهنیت جوانان می شود و سر انجام جامعه را بسوی ترقی و تعالی سوق می دهد.

امروز افغانستان در زمره کشور های قرار دارد که بعد از تحول جدید نظام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… در آن رشد خوبی داشته و همچنین مطبوعات و رسانه ها هم سیر صعودی را پیموده است اگر به اندازه ای که رسانه ها ترقی کرده روی فرهنگ کتاب و روز نامه خوانی کار می شد در واقع باعث رشد فرهنگ جامعه می گردید.

کمک های زیادی از سراسر جهان در عرصه های مختلف به کشور صورت گرفته، اگر کمی توجه از سوی دولت به ایجاد و اعمار کتابخانه های عامه می شد و روی فرهنگ کتاب خوانی و روزنامه خوانی کار صورت می گرفت برای رشد فکر شهروندان خیلی موثر واقع می شد.

کتب، مجلات، روزنامه های و جراید تمام اقشار جامعه را نسبت به مسایل آگاه ساخته و به روز نگه میدارد، اگر خواسته باشیم رشد فکری جوانان و دیگر اقشار جامعه را بالا ببریم در قدم نخست باید روی دهنیت اقشار جامعه کار شود و فرهنگ کتاب و روز نامه خوانی در میان اقشار مختلف جامعه گسترش یابد.

این بار به سلسله گزارشات اجتماعی خبر نگار صدای مردم خبر گزاری صدای افغان(آوا) روی فرهنگ عالی کتاب و روزنامه خوانی تمرکز کرده و این موضوع از دید جوان به بررسی گرفته است.

احمد فردوس دانشجوی دانشگاه کابل در رابطه به فرهنگ کتاب و روزنامه خوانی می گوید: کتاب بهترین و ارزشمند ترین هدیه ایست که در قدم نخست خداوند(ج) به عنوان رهنما به پیامبران خود غرض رهنمایی بندگانش فرستاد پس از این جا نتیجه می گیریم که کتاب چیزی ارزشمندی برای انسانهاست.

وی می گوید: هر جوان ولو تنها سواد خواندن را داشته باشد باید حداقل یک ساعت را برای مطالعه کتب معلوماتی و روزنامه ها در برنامه روزانه خود بگنجاند.

وی از دولت می خواهد تا روی فرهنگ مطالعه و فواید آن برنامه های تبلیغاتی را از طریق تلویزیون ها نشر کند و نیز در هر گوشه ای از شهر ها کتاب خانه های عامه را تاسیس کند تا مردم و جوانان به آسانی به کتاب دسترسی داشته باشند.

احسان الله متعلم مکتب، می گوید: فرهنگ مطالعه باعث می شود جوانان نسبت به جهان که در آن زندگی می کند آگاهی بیشتر پیدا کرده و راز خلقت را بدانند.

وی می گوید: برای هر جوان لازم است تا حد اقل در تقسیم اوقات روزانه خویش یک زمانی را هم برای مطالعه اختصاص دهند تا این فرهنگ در جامعه ما که واقعا نیاز مند فرهنگ مطالعه(کتاب و روزنامه خوانی) نهادینه شود.

وی از دولت می خواهد تا فرهنگ مطالعه را در جامعه رشد داده و کتابخانه های عامه را در شهر ها و ولایت تاسیس کند تا جوانان علاقمند به مطالعه به سهولت بتوانند کتاب دسترسی پیدا کنند و این فرهنگ والا در جامعه ما نهادینه شود.

با این حال نعیم امیری کارمند یکی از ادارات در رابطه به فرهنگ مطالعه کتب و روز نامه می گوید: مطالعه کردن فوایدی زیادی دارد که در واقع باعث انکشاف ذهن شده و به انسان فرصت دانستن چیز های را میدهد که نمی داند.

وی می گوید: در کشور ما فضای مناست تفریحی وجود ندارد بنا جوانان باید وقت خالی خود را به مطالعه صرف کنند سطح آگاهی شان را بلند برود و از سوی هم دیگر جوانان را علاقمند به مطالعه کتب و روزنامه ها نمایند.

او از دولت می خواهد با ایجاد کتابخانه های عامه زمینه رشد فرهنگ مطالعه را مساعد ساخته و از طریق مطبوعات به مردم در مورد مطالعه برنامه های اختصاصی گنجانیده شود تا این فرهنگ نه تنها در بین جوانان بلکه در میان تمام اقشار جامعه نهادینه شود.


دسته‌ها:Uncategorized

نوروز درافغانستان ، آداب و رسوم

مارس 17, 2012 بیان دیدگاه

پیشینه تاریخی

آغاز جشن نوروز که با اول فروردین مصادف است تنها یک سالروز سالنامه ای که شروع یک دور تازه را در گردش زمین مشخص می سازد، نیست بلکه نماد دنیا دنیا فرهنگ و آیین هایی است که سینه به سینه به مردم افغانستان منتقل شده است. جشن نوروز در افغانستان همراه با رسوم خاصی برای هر روز است.

نوروز در تاریخ و فرهنگ افغانستان مظهر بزرگداشت زندگی، طبیعت و ارزش های انسانی است که ریشه های عمیقی در شعر و ادب، هنر و رسوم خانوادگی و اجتماعی این کشوردارد گرچه در مورد چگونگی و زمان پیدایش نوروز پژوهش ها از گمانه زنی ها فراتر نرفته و استنادهای موثق دردست نیست اما عمر آن را هم اندازه پیشینه اقوام آریایی می دانند.

برافراشتن پرچم حضرت علي (ع) در مزار شريف

عبدالقیوم قویم استاد دانشگاه کابل پیشینه آیین های جشن نوروز در افغانستان را به سه هزار سال قبل نسبت داد و گفت: این جشن بزرگ ریشه های عمیقی در نظام مذهبی زرتشتیان داشت که تا پس از ورود اسلام براین سرزمین نیز رایج بود.

وی با بیان اینکه نوروز درافغانستان هیچگاه به کیش یا گروه ویژه ای منحصر نبوده است، اظهراداشت: حتی ظهور و گسترش اسلام که اعیاد مذهبی ویژه ای را با خود آورد، مانع برگزاری آیین های نوروزی نشد. نوروز درافغانستان با ارزش های دینی درآمیخت و غنای بیشتری یافت چنانچه اینک برافراشتن پرچم حضرت علی (ع)، در شهر مزارشریف، اوج آیین های نوروزی درافغانستان محسوب می شود.

این استاد دانشگاه گفت: با گسترش دین اسلام به قلمرو آریانای کهن، این جشن هم از سوی خلفای اسلامی و هم توسط امیران محلی خراسان برگزار می شده است ونقش سامانیان، غزنویان، سلجوقیان و غوریان در ادامه برگزاری این جشن برجسته بوده است.

مركزيت جشن نوروز در مزار شريف

وي خاطرنشان كرد: اگرچه نوروز نزد همه مردم افغانستان جایگاه ویژه ای دارد اما استان بلخ به مرکزیت شهر مزارشریف در شمال افغانستان همه ساله با نزدیک شدن فصل بهار و جشن باستانی نوروز، حال و هوای دیگری به خود می گیرد و آماده پذیرایی هزاران مسافر و زائر از نقاط مختلف افغانستان و کشورهای همسایه می شود. زیارتگاه منسوب به حضرت علی (ع) در شهر مزار شریف، در آستانه نوروز آذین بندی می شود و پیش از برگزاری آیینی باشکوه با حضور هزاران افغان پلاکاردهای ویژه خوش آمد گویی برای زائران نوروزی نصب می شود.

فیض الله محتاج از کارشناسان فرهنگی افغان نيزگفت: در سرزمینی که امروز افغانستان نامیده می شود، بزرگترین جشن های آریایی از جمله نوروز، در بلخ باستان برگزار می شده است. به باور وی، بر پایه اسطوره های ملی، پنج هزار سال پیش در عهد ‹یما› در بلخ، جشن باستانی نوروز پایه ریزی شد که تاکنون با همان شکوه برپا می شود. وی خاستگاه نوروز باستانی را شهر بلخ معرفی کرد.

این کارشناس فرهنگی اضافه کرد: همچنین براساس برخی افسانه های کهن، ‹کیومرث› نخستین فرمانروای آریایی نام برده شده که نوروز را بنیان نهاده و تاریخ را از آن آغاز کرده است. مردم افغانستان در ایام نوروز لباس های نو می پوشند و به دیدوبازدیدهای خود و نیز گردش در تفریحگاهها بیشتر از گذشته می پردازند.

از آیینهای خاص افغانها در اولین روز عید نوروز پرچم امام علی(ع) است که با مراسمی ویژه و باشکوه در صبح آن روز برافراشته می شود و بدین گونه، جشن نوروز رسماً آغاز می گردد.

آيين و رسوم نوروزي در بلخ

نوروز در افغانستان یا به عبارتی در بلخ و مزار شریف هنوز به همان فر و شکوه پیشین برگزار می شود. در روزهای اول سال همه دشت های بلخ و دیوار و پشت بام های گلی آن پر از گل سرخ می شود. بلخ سبدی از گل سرخ یا اجاق بزرگی می شود که این لاله ها در آن می سوزد. این گل فقط در بلخ به وفور می روید و از این رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به یک معنی به کار می رود. از آیین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ می توان به شستشوی فرش های خانه و زدودن گرد و غبار پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبیل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود.

دسته‌ها:Uncategorized

خشونت با دامنه کوهای بلند آنجا اگر کسی دیگری بود؟ چی اتفاق خواهد می افتاد !!!

ژانویه 5, 2012 بیان دیدگاه

سحرگل، دخت محمد اعظم خان مرحوم، سال 1375 خورشیدی در قریۀ دواب ولسوالی درایم ولایت بدخشان چشم به دنیای درد و رنج غربا گشود. او هنوز طفل شیرخواری بیش نبود که از سایۀ مهر و محبت پدر محروم شد. شاهزاده، مادرش با یک مرد دیگری ازدواج کرد. او و برادرش محمد خان، بر سر سفرۀ این و آن، کلان شدند. آنها حالا متأهل اند. سحرگل 15 و محمد خان 27 سال دارند. خانم محمد خان، سحرگل صغیر را خار پهلو گفته باعث شد تا برادرش او را قبل از وقت، درازای دونیم لک افغانی به شوهربدهد. شوهری که دوچند او عمر دارد. شوهر او غلام سخی نام دارد. او باشندۀ اصلی ولسوالی خان آباد ولایت کندز است، حالا در ساحۀ ناحیۀ دوم شهر پلخمری ولایت بغلان در کنار خانواده های پدر و کاکای خویش که امان بای و قربان نام دارند، زندگی میکند، او قبلاًًًًًًًًًًًً با یک بیوه ازدواج نموده بود، ولی بنابر مخالفت ها از وی جدا شد و به او طلاق گفت و رهایش کرد. آن خانم حالا در کابل با برادانش زندگی میکند. عروسی اجباری سحرگل صغیر با غلام سخی سی ساله، هفت ماه قبل از امروز در جوزای سال 1390 اتفاق افتاد.

ghurjistan Photos

غلام سخی مرد لاوبالی که مکتب نخوانده، در شهر پلخمری رانندگی میکند، یک موترسیکلت سه تایرۀ زرنج دارد. قرار اظهارات همسایه ها و حوزه دوم پولیس شهری، خانوادۀ خسر سحرگل، بعد از مدت یک ماه و اندی بیشتر، او را وادار به فحشا و روسپیگری می کند، اما این معصوم نمی پذیرد و در برابرتن فروشی حساسیت نشان میدهد و پرخاش میکند و با جنگ و ستیز در سنگر عفت و عصمت به مقاومت جانبازانه خویش ادامه میدهد، تا که مغضوب خانوادۀ خسر قرار میگیرد. قصه ها و غصه های صدها دوشیزه معصوم از تبار مخفی، مکتوم است. آنهایی که در دود تلخ خشونت پخته می شوند. این قلم با نگارش این گزارش، فقط یک مشت خشونت های سنتی را برای شما باز میکند:

سرگذشت اندوهبار سحر گل در خانه خسرش از ماه دوم عروسی با مشت و لگد مردان و زنان خانواده آغاز می شود و سرانجام یکروز متواری و فراری میشود و از برای نجات و رستگاری به خانه همسایه شان که آدم خان نام دارد، میرود و پناهنده می شود. همسایه او را به حوزه پولیس میسپارد و شعبه جنایی به جای حمایت از فراری، او را تحت نام ابرا و معامله پس به دست خسر میدهد. خانواده خسر او را با دل آسایی به خانه میبرد و به تشناب تهکاوی منزل خویش می افگنند و قفل میزند. کینه و عداوت علیه او شکل میگیرد. پنج ماه در حق او چنان میکنند که شایسته دشمن مباد. شکنجه ها هر روز متنوع و شدیدتر می شود. شوهر و خسر بارها او را با کارد و سیخ آخته و گداخته، داغ میکنند، ناخن می کشند. بند انگشت و بنا گوش میبرند و گوشتهای دست و پایش را با انبور می کنند. چشمش را با ضربات مشت و لگد درهم میکوبند، حتی اعضای تناسلی او را با سیخ تنور، داغ میکنند. او را بی رمق میسازند و جز، آب و نان بخور و نمیر چیزی نمیدهند. او مثل جسد مرده، بی شیمه و بی انرژی می شود.

محمد خان و خانواده اش بارها از بدخشان تلفون کردند تا از حال و احوال خواهر نوعروس خود مطمئن شوند، اما خانواده غلام سخی کمافی السابق در صدد اغفال آنها بود و میگفت که شاه و عروس به کندز/ پروان مهمانی رفته اند، خیر و خیریت است. سیاه موی، مادرغلام سخی و گلشاه، خواهرش بارها دروغ گفتند و دهان جوال را با دزدان گرفتند و علیه یک دختر معصوم، همدست مردان سادیست خانواده خود شدند. امان بای، قربان، غلام سخی، دادمحمد و رحمت همه در این جنایت به نحوی دست داشتند. محمد خان دوماه بعد از عروسی خواهر خویش به پلخمری میرود تا از نزدیک، حال و احوال خواهر را ببیند و باخبر شود، اما خانواده غلام سخی از نشان دادن عروس، ابا می ورزد و محمدخان را توسط مرد ملبس با یونیفورم پولیس، تهدید میکنند و میگویند که پولیس پشت دروازه پی گرفتاری مهمان ما آمده است. آنها محمد خان را با فریبکاریها و صحنه سازیها میترسانند. آنها بارها ناخن افگار این جوان ساده را میفشارند.

محمد خان از ترس به بدخشان بر میگردد. چهارماه دیگر بازهم در انتظار میگذرد و خواهرش بازهم لادرک می ماند. سرانجام ایران گل، خالۀ سحرگل به شهر پلخمری میرود تا در عروسی یکی از آشنایان اشتراک نماید. او به سراغ خواهر زاده نیز میرود تا او را ببیند و او را نیز با خود به محفل عروسی ببرد، اما خانواده غلام سخی از نشان دادن سحرگل به خاله اش طفره میرود و برایش میگویند که غلام سخی و سحر گل به مهمانی رفته اند. خاله اش از نبود دختر به حیرت میافتد و پرخاش میکند. امان بای پدر غلام سخی او را تهدید کرده از خانه بیرون میکند. خاله اش از وارخطایی به محمد خان تلفون میکند که یتیم دخترما، بازهم لادرک است. کاسۀ صبر محمد خان لبریز می شود. او دو هفته قبل از این رسوایی و افتضاح کنونی که پیش آمده، با مامای خود غلام حضرت رهسپار بغلان میگردد و متجسس می شود. بهانه های قبلی خانواده امان بای باز هم تکرار می شود. آنها محمد خان را باردیگر میترسانند که پولیس به دنبال گرفتاری تو آمده، ترا به جرم سودا کردن خواهر صغیرت میگیرند، اما او که اینبار تنها نیست، باجرئت عمل میکند. غلام حضرت مامایش او را تنها نمیگذارد. او به خانواده امان بای میگوید که اگردختر را به ما ندهید، ما به حوزۀ پولیس عارض میشویم. آنها دستپاچه می شوند و دختر را از تشناب زیرزمینی که محبس شخصی و خانگی آنهاست، بیرون میکنند و میگویند که سر و جان او را مردار دانه های پاکستانی گرفته است. سحر گل که از زبان مانده و یارای سخن گفتن ندارد، سرد و سکوت میباشد. نعش او را دو تن از خانم ها به شانه کشیده، نزد برادر و مامایش می آوردند و میسپارند. آنها او را در کراچی دستی به سوی محله ترانسپورت بدخشان میبرند، سحرگل به مشکل می فهماند که مرا کجا میبرید، من تکه، تکه هستم. ماما و برادرش متوجه می شوند، سر و صدای عرض و داد را بلند میکنند. امان بای و بچه هایش میبینند که طشت رسوایی شان از بام می افتد، دست به حیلۀ دیگری میزنند و دختر را پس به خانه میبرند و میگویند که بروید، زنده و مردیش به ما میرسد. سحر گل را واپس به زندان خانگی می افگنند.

خواجه، کاکای دختر به مشورۀ قاری طاهر به تاریخ 5 جدی ریاست امور زنان ولایت بغلان را در جریان قرار میدهند. خانم رحیمه ظریفی که یکی از روسای فعال وزارت امور زنان و فعالین حقوق زنان افغانستان است، دست به کار می شود، حوزه دوم پولیس شهر پلخمری را به همکاری می طلبد. پولیس به تلاشی منزل امان بای متوسل می شود، خانم سحر را به تاریخ 6 جدی در تهکاوی که زندان شخصی بیش نیست، مثل یک جسد منجمد، بی حال و بی مجال روی صحن می یابند. خانم سحر، علی العجاله در شهر پلخمری تحت مراقبت های طبی قرار میگیرد و فردای آن بتاریخ 7 جدی توسط خواجه کاکایش به شفاخانه وزیر محمد اکبرخان کابل انتقال و شامل بستر میشود.

امان بای، با پسرانش دادمحمد و رحمت فرار میکنند. به تاریخ 13 جدی امان بای توسط پولیس دستگیر می شود. غلام سخی که به ولسوالی تاله و برفک متواری شده، تحت تعقیب است. سیاه موی و گلشاه، خشو و ننوی سحر دستگیر می شوند. قضیه تحت تحقیق و بررسی قرار دارد.

خانم نازیه فیضی و خانم ناجیه شیرزاد کارمندان وزارت امور زنان در اولین روز مواصلت خانم سحربه شفاخانه وزیر اکبرخان میروند و به کمک او می شتابند. او حالا در ریکوری تحت مراقبت های جدی قرار دارد. هنوز هم حالتش عادی نیست. خسته و رنجوراست. خریطه های سیروم و یونتهای خون پیاپی برایش جاری میباشد. حسب اظهارات دکتوران معالج با دادن ویتامینها، پروتین و خون، سرحال خواهد شد.

قابل یاد آوری است که روز شنبه دهم جدی 1390 وزرای امور زنان، صحت عامه، کار و امور اجتماعی و رئیس کمیسیون امور زنان و حقوق بشری ولسی جرگه ج.ا.ا، به اتفاق هم در اتاق ریکوری شفاخانه وزیر محمد اکبرخان به عیادت خانمی رفتند که چون کبوتر نیم بسمل، حال و قالش نبود و به رویت پر و بالش، صد بار مرده بود و هنوز هم نفس در قفس سینه اش میتپید. پوهنمل داکتر حسن بانو غضنفر، سرپرست وزارت امور زنان، داکتر ثریا دلیل سرپرست وزارت صحت عامه، آمنه افضلی وزیر کار و امور اجتماعی و فوزیه کوفی رئیس کمیسیون امور زنان و حقوق بشری ولسی جرگه ج.ا.ا، با الترتیب این جسد نحیف و ضعیف را که زیرپاشنه های عفریت خشونت، خرد و خمیر شده بود و یارای ندبه و نجوا نداشت و سراپا تجسم درد بود، با نوازشهای مادرانه، روحیه و جرئت بخشیدند و دلداری دادند. ایشان طی صحبت های شان متعهد شدند که از این مظلوم، مسوؤلانه و دلسوزانه مراقبت و مواظبت نمایند. آنها از وزارت امور داخله و سایر ارگانهای کشفی تقاضا نمودند تا عاملان این دهشت و وحشت را در اسرع وقت کشف و گرفتار نموده، به پنجه قانون بسپارند تا برای سایرین درس عبرت شود. خانم غضنفر مبلغ پنجاه هزارافغانی از بابت دوا و غذا اهدا نمود. خانم ثریا دلیل، اطمینان دادند که سلامتی این نعش به یاری خداوند، در اثر مراقبت و خدمات صحی اعاده خواهد شد. خانم فوزیه کوفی، خواستار بررسی دوسیه نسبتی همچو قربانی ها شد و تأکید کرد که فرهنگ معافیت و فرار جنایتکاران از مجازات باید پایان یابد. و خانم آمنه افضلی خواستار مهارساختن همچو خشونت ها گردید. خانم کوچک هنوز هم در شفاخانه وزیر اکبر خان در بستر اغماء غنوده است. داکتر ثریا دلیل سرپرست وزارت صحت عامه، جراحی و تداوی مکمل او را در کشور خود ما ممکن میداند. دکتوران به احیای مجدد صحت و سلامتی او خوشبین هستند. دولت به صحتیابی موصفه در داخل و خارج کشور اقدام خواهد کرد. چنانچه تصمیم بر آن شد که او به هند فرستاده شود، اما ارجاع مداوای او به انجوها مصلحت نیست و دیگر این که او بعد از صحتیابی با کی و درکجا زندگی خواهد کرد، سوالی است که منتظر پاسخ میباشد.

این که پولیس دست های کی را ولچک و څارنوالی کیها را استجواب خواهد کرد، قضا و محکمه چه فیصله خواهد نمود، منتظر خواهیم ماند، اما این نکات برای بررسی ضروری است:

– ارتکاب اعمال ذیل مطابق مادۀ پنجم قانون منع خشونت علیه زن، قابل مأخذه است:

مجبور نمودن به فحشاء، مجروح یا معلول نمودن، لت و کوب، نکاح اجباری،نکاح قبل از اکمال سن قانونی و انزوای اجباری. باید گفت که این شش مورد فوق در قضیه متذکره اتفاق افتاده، جرایم متعدد مستمر و قابل تعقیب و بررسی اند. مقصر درجه اولی که باید محکوم و مجازات گردد، عبارت از خانواده های طرفین است که یک دختر خرد سال را که هنوز سن قانونی ازدواج را پوره ننموده، قبل از وقت و آنهم طور اجباری در مقابل پول به شوهر میدهند. جانبین پاسخگوی و مسوؤل بوده، هیچکدام آنها بری الزمه شده نمی توانند.عاملین باید مجازات شوند تا برای سایرین درس عبرت گردد. بررسی زمانی علمی و واقعی خواهد بود که در برگیرنده تمام عناصر ذیربط باشد.

– مقصردرجه دوم، عبارت از کسانی اند که نکاح دختر صغیر را عقد نموده، پدر وکیل و دو نفر شاهدی که با ریاکاری وسیله عقد این نکاح شده اند، نیز قابل مآخذه و مجازات اند. صدها قضیه این چنینی اتفاق افتاده، ولی مسببین اصلی مآخذه نشده اند.

– ملک و قریه دار/ وکیل گذر نیز قابل بازپرس اند که چرا از اوضاع محل بیخبر اند و یا ماجرا را به اطلاع حکومت نمی رسانند. آنها که در حقیقت با دزدان دهن جوال را میگیرند، شامل این ماجرا ها می شوند.

– عرف و عنعنات ناپسند، غیر قانونی اعلان و مرتکبین آن مآخذه گردد.

– خیلی جالب است که مردان گنهکار فرار میکنند و در عوض آنها ننو و خشوی خانم سحر گرفتار می شوند. با درد و دریغ که پای اکثر زنان به جرم مردان به ماجرا ها کشانیده می شود. آیا این بی انصافی نیست که زنان باید جوابده جرم مردان باشند؟ وقتی برادر قتل میکند، در ازای آن خواهرش را بد میدهند.

– تلویزیونها باید به جای نمونه های منفی، نمونه های مثبت را طور مکرر نشر نمایند تا نمونه های مثبت، ترویج گردد.

– شفاخانه ها و دکتوران باید مصایب ناشی از خشونت را به جنایی گزارش نمایند، در غیر آن طرف بازپرس قرار گیرند.

– ادارات پولیس باید مکرراً شماره های فعال رسیدگی به دادخواهی زنان را در مرکز و ولایات، اعلان و قضایا را سریع و به موقع پیگیری نمایند. همینطور به ادامه تشکیل څارنوالی اختصاصی، محکمه اختصاصی نیز غرض بررسی عاجل قضایای خشونت علیه زنان تشکیل گردد. څارنوالی و محکمه مکلف گردند تا قضایای خشونت را در اولویت قرار داده و به اسرع وقت بررسی نمایند.

ghurjistan Photos

– به افراد محدودی که مبنی برمعیارهای مشخص، حایز صلاحیت عقد نکاح باشند در هر شهر، ناحیه و ولسوالی جواز داده شود تا پروسه نکاح و تعیین سرنوشت ازدواجها تحت کنترول قانون قرار گیرد. حالا هرکس برمسند عقد نکاح زانو میزند، بدون توجه به شریعت و قانون، زیر بار عرف و عنعنات ناپسند میرود، طفل صغیر را نکاح میکند و زن بیوه را جبراً نکاح میکند.

– امنیت روسای امور زنان ولایات که در مهارساختن خشونت علیه زنان نقش سازنده دارند، توسط ارگانهای وزارت امور داخله تأمین گردد. دوماه قبل معلم فهیمه در ولسوالی بغلانها طرف اذیت و آزار گروپ سه نفری قرار گرفت، یک تن آنها دستگیر و دوتن دیگر فرار نمودند. خانواده های مظنونین به رحیمه ظریفی رئیس امور زنان ولایت بغلان اخطار دادند که باعث آبروریزی آنها نشوند، ورنه با خانوادۀ خویش منتظر پاداش تلخ باشند.

پیشنهاد اشد مجازات برای مرتکبین، پایان کار نیست. تا که درز برای فانه زدن تثبیت نشود، چوب بلوط نشکند. تشخیص ملامت و سلامت قضایا به پندارما چنین آسان نباشد. همچو مسایل قبل از همه نیازمند تحلیل و تشخیص همه جانبه است. رویدادها باید در محیط و شرایط آن، تحلیل و تفسیر گردد. ایکاش ادارات ذیعلاقه گروپی از افراد پژوهشگر را به محل بفرستندتا قضایا، همه جانبه تحلیل و علل و عوامل آن تثبیت گردد. ریشه یابی این علل، ساحات وسیع جامعه را دربرمیگیرد. همچو رویدادها پیامدهای ناگوار تعاملات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه سنتی ماست.

با ابراز تشکری از بخش خبری مشعل

گزارشگر: فاروق ثواب

دسته‌ها:Uncategorized